قاراداغ اشعار - فرامرز احمدی
قاراداغ |
اشعار - فرامرز احمدی |
وورقون ائدیر هر اینسانی اؤزو چون قاراداغین سئحره باغلی هر داغی سئیره چکیر یارانمیشا حیاتی قاراداغین سئحره باغلی هر داغی
|
مدیر وبلاگ مهندس احد درویشی
کارشناسی ارشد عمران سازه
web master: civill engeineer ahad darvish
دکتر الله قلی قلی زاده نماینده کلیبر خداافرین و هوراند
در تلگرام کانال سایت رو دنبال کنید
برای درج تبلیغات با ما تماس بگیرید
09194398546 درویشی
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران
شکوفایی تمدن بشر، برآیند ایده های مهندسین تلاشگر است
رهبر من،طلای نار لاله هایی،امید قلب عاشقایی ،خمینی زمان مایی
ارزو مه همیشه یاور توباشم،میون لشکر تو باشم،علی اکبر تو باشم
چشم اسمونی تو ،اهل روزه حسینه،توی دست زخمی تو ،پرجم پیر خمینه
گل سرخ پرپر من،پر مزن برابر من
تا من زنده هستم و مسولیت دارم
نخواهم گذاشت این حرکت ملت
به سوی ارمانها ذره ای منحرف شود
سال اقتصاد مقاومتی ،اقدام و عمل
دکتر روحانی ریاست جمهوری اسلامی ایران
در محک
امید ادامه دارد
کودکی ادامه دارد
منطقه ازاد تجاری ارس
شورای عالی مناطق ازاد و ویژه
اقتصادی
قاراداغ |
اشعار - فرامرز احمدی |
وورقون ائدیر هر اینسانی اؤزو چون قاراداغین سئحره باغلی هر داغی سئیره چکیر یارانمیشا حیاتی قاراداغین سئحره باغلی هر داغی
|
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم
ز پوچ جهان اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا، ای کهن پیر جاوید برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا، ای گرانمایه، دیرینه ایران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
ترا، ای کهن زاد بوم بزرگان
بزرگ آفرین نامور دوست دارم
هنروار اندیشه ات رخشد و من
هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم
اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
با همهی بی سر و سامانیام
باز به دنبال پریشانیام
طاقت فرسودگیام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنیام
شعری از انجمن حکیم نباتی
ایران |
اوجالسین
ویلایت له قارشی هر بیر زاماندا اوجالسین پرچم ایران اوجالسین ازلدن ظالیمین قارشیندا دورموش شانلی چون فاتح دؤوران اوجالسین اوجالسین پرچم ایران اوجالسین یاییلسین عالمه صلح و صلابت قیلینسین بیرلیگه وحدت جماعت یازیلسین حؤکم لر عدل و عدالت علی وار عدل ایله دیوان اوجالسین اوجالسین پرچم ایران اوجالسین |
سخت است که معتاد نگاهی شده باشی
دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی
اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت-
دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی
در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی -
از چاله،، ولی راهی چاهی شده باشی
از دور تو را محکم و چون کوه ببینند
در خویش شبیه پر کاهی شده باشی
مانند دلیری که به دستش سپری نیست
بازیچه ی دستان سپاهی شده باشی
یـک عُمر بجنگی و در آخــر نتوانـی -
تا نااامزد آن که بخاهی شده باشی
سخت است که ماه تو سراغ تو نیایـد
آنگاه که در حوضچه ماهی شده باشی
کنعان محمدی
این برگهای زرد
به خاطر پاییز نیست
که از شاخه میافتند
قرار است تو از این کوچه بگذری
و آنها
پیشی میگیرند از یکدیگر
برای فرش کردن مسیرت..
یه دوست خوب عقایدت رو زیر سوال نمی بره ! و کمکت می کنه که باورهات بیشتر و بهتر بشن !
یه دوست خوب بی ارزشی رو ارزش نمی دونه ! بی دینی رو کلاس نمی دونه ! شراب خوری رو فرهنگ نمی دونه !
در حضور خارها هم میشود
یک یاس بود . . .
در هیاهوی مترسکها
پر از احساس بود . . .
می شود حتی برای
دیدن پروانه ها ،
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود . . .
دست در دست پرنده ،
بال در بال نسیم . .
ساقه های هرز این اندیشه ها را
داس بود . . .
کاش می شد
حرفی از " ای کاش "
ها هرگز نبود . . .
هر چه بود احساس بود و
عشق بود و
یاس بود . . .!